تبليغاتX
مهرو ماه

مهرو ماه

مرجع خبری پرسپولیس : سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: كساني كه مي‌گويند نمي‌توانم به فيفا شكايت كنم، بنشينند و ببينند چه اتفاقي مي‌افتد و حق را به من مي‌دهند يا خير

 

 دايي در مودر اظهارات كفاشيان مبني بر اينكه با شكايت به فيفا به جايي نمي‌رسد، گفت: دست كفاشيان درد نكند. مي‌دانم جلوي فدارسيون زميني براي ساختن يتيم خانه نيست، اما جاهاي ديگر هست. مردم هم به من لطف دارند؛ اگر بخواهم 20 برابر براي من زمين تهيه مي‌كنند، اما من هم يك يادگاري در اين مملكت با ساختن يك مكان باقي مي گذارم. وي افزود: به نظر من روابط بين‌الملل فدارسيون يك سري اتفاقات را نمي‌داند، فدارسيون بايد يك وكيل بين‌المللي استخدام كند و بعد حرف بزند. ما از برانكو به فيفا شكايت كرديم، اما متاسفانه محكوم شديم و مجبور شديم به او غرامت دهيم. اين پول بيت‌المال است نه پولي كه قرار است به من بدهند. ديديد كه همه چيز در پرونده برانكو برعكس شد. دايي تصريح كرد: اگر من با يك باشگاه داخلي مشكل داشتم مي توانستم از طريق فدارسيون پيگري كنم، اما طرف حساب من فدارسيون است و مي توانم به فيفا شكايت كنم تا در اين باره تصميم‌گيري شود. كساني كه مي گويند نمي توانم به فيفا شكايت كنم بنشينند و ببينند چه اتفاقي مي‌افتد و به من حق را مي دهند يا نه. وي ادامه داد: آقايان گفتند اقاله شده است؛ يعني طرفين با هم موافق بودند. من چطور از تيم ملي كنار رفتم كه خودم موافق نبودم، اما آقايان موافق بودند؟ حرف‌هايي كه زده مي‌شود با هم فاصله دارد. چند وكيل از ايران با من تماس گرفتند و حق را به من دادند. دايي تاكيد كرد: بعضي‌ها نمي خواهند كه حق من داده شود. متاسفانه بازهم مي‌گويم ماليات من را ندادند در صورتي كه مي دانستند بايد بدهند. بازرسي كل كشور هم رفتم و در مورد اين مورد و پول بيت‌المال توضيح دادم. از آنجا به نبي زنگ زدند تا صحبت كنند، اما نبي جواب بازرسي كل كشور را نداد. وي درباره اينكه گفته مي‌شود چرا اسپانسر تيم ملي بوده و پول هم دريافت كرده است، عنوان كرد: زماني كه در تيم ملي بودم پيشنهادي به فدارسيون داديم تا از طريق آقاي كالمون در باشگاه لوركوزن با شركت پوما و آديداس قرارداد ببنديم تا براي تيم ملي لباس تهيه شود. شركت نايك چون آمريكايي بود اين كار را نكرديم، اما 3 ماه در فدراسيون گشتيم و نامه‌اي به ما ندادند. كالمون هم نمي‌توانست بدون نامه اين كار را براي ما انجام دهد؛ اين اتفاقاتي بود كه در فدارسيون براي ما رخ داد. سرمربي تيم فوتبال پرسوليس ادامه داد: دبير كل هم اين كار را نكرد و خود آقاي كريم‌پور از فروشگاه ما خريد كرد و تا به حال اسپانسر تيم ملي نبودم، اما از توليدي من خريد كردند. تمام توليدي‌هايي كه تيم ملي از آنها لباس خريداري شده است پولشان را گرفته‌اند، اما پول من هنوز به دستم نرسيده و به من چيزي ندادند. وي افزود: تمام نامه‌هايي كه حتي در خصوص اردوهاي تيم ملي صادر شده دارم و حرف‌هايي كه مي‌زنم مستند است. دايي تاكيد كرد: فيفا اقاله نمي‌شناسد و زماني كه حرفم را زدم ببينيد كه آيا آنها به كار من رسيدگي مي‌كنند يا نه. كساني كه با مصاحبه‌هاي خود من را بركنار كردند اين موضوع را فراموش نكنند. روي اين موضوع هم رضايت نداشتم، بايد جواب اردوهايي را بدهند كه درباره آن صحبت مي‌كنند، بازرسي كل كشور تمام مسائل آن اردو را مي‌داند. دايي افزود: خدا را شكر اداره ماليات هم جواب من را خوب داد و گفتند كه حساب من پاك است. من هيچ زمان يادم نمي‌رود از اردبيل به تهران آمدم؛ دستفروشي مي‌كردم و كارگر بودم. سالم زندگي كردم و خدا به من افتخار داد كه به اينجا برسم. بعد از صحبت‌هاي علي دايي تمام خبرنگاران حاضر براي او دست زدند و دايي هم از آنها تشكر كرد

+ نوشته شده در 2010/8/24 20:8 توسط عرفان مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |


          شهر بارانی بود   و   خیابان خیس

چراغهای ترمز

نوارهای قرمز روی آسفالت .

و  باران      

نم نم باران

تو اکنون و دیگر

        برایم نیستی 

            نیستی بجز   . خاطره ای

از  مخمل نرمی از نم باران

که بر گونه های دختری با مقنعه ی سبز

بوسه میزد و

 من.

من ، در هیاهوی آن شب شهر

حیران

         ماندم در تو

به گونه هایت

     و به   چشمهایت .

                             سیاوش

+ نوشته شده در 2010/4/10 9:0 توسط عرفان مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |


خدا نزدیک است.........

برقص ان طور که گویی کسی نگاهت نمیکند

بخواب انطور که گویی همیشه زنده خواهی بود

زندگی کن انطور که گویی فردا خواهی مرد

و عشق بورز انطور که گویی هیچ گاه اسیبی به تو نمیرسد

                                                                                          گریفسترز

 

 

دختری دلش شکست

دختری دلش شکست

رفت و هر چه پنجره

رو به نور بود

بست

رفت و هر چه داشت

یعنی ان دل شکسته را

توی کیسه ی زباله ریخت

پشت در گذاشت

صبح روز بعد

رفتگر

لای خاکروبه ها

یک دل شکسته دید

ناگهان

توی سینه اش پرنده ای تپید

چیزی از کنار چشمهای خسته اش

قطره قطره بی صدا چکید

رفتگر برای کفتر دلش

اب و دانه برد

رفت و تکه های ان دل شکسته را به

خانه برد

سال هاست

توی این محله با طلوع افتاب

پشت هر دری

یک گل شقایق است

چونکه مرد رفتگر

سال هاست

عاشق است.....

 

 

داستان عشق مهم نیست مهم کسی است که لایق عشق است....

                                                                                                            هلن هایس

 

راز

راز راه

رفتن است

راز رودخانه

پل

راز اسمان

ستاره است

راز خاک

گل

راز اشک ها

چکیدن است

راز جوی

اب

راز بال ها

پریدن است

راز صبح

افتاب

رازهای واقعی

رازهای برملاست

مثل روز روشن است

راز این جهان خداست

 

 

+ نوشته شده در 2009/2/3 11:23 توسط عرفان مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |


سلام دوستانبازم محرم اومدماه هیئت وعزاداری یا سيدالشهداء امام حسين عليه السلام

سلام بر خون خدا

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

بخشودگی اهل گنه در صف محشر

وابسته به یک گردش چشمان حسین است

=====

عالم همه قطره اند و دریاست حسین

خوبان همه بنده اند و مولاست حسین

ترسم که شفاعت کند روز جزا قاتل خویش

از بسکه که کرم دارد و آقاست حسین

=====

معرفت در گرانی است که به هر کس ندهند

پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند

+ نوشته شده در 2009/1/7 15:40 توسط عرفان مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |


سلامخوبید اومدم برا شب یلدا اپ کنم-شب یلدا رو به همه ایرانیهای وطن پرست تبریک میگمبازم قران -هندوانه-انار-اجیلخوش باشید مراقب باشید سرمانخورید

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

+ نوشته شده در 2008/12/19 17:43 توسط عرفان مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin |


X

.دقيقه هاي بي تو
پرنده هاي خسته ن
آيينه هاي خالي
دروازه هاي بسته ن

اگه نرفته بودي
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوي تو روانه


Home
Email
Bahar20

Archives

شهریور 1389

فروردین 1389

بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387


Categories

عکس
مطلب

Authors

عرفان
پدرام
زهرا


بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

دلتنگی های ساغر
جاذبه جوونممممممممم
آرشیو پیوندهای روزانه



فالنامه

FreeCod Fall Hafez



Design by : Bahar20


:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر